السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1179
تعليقات نقض ( فارسى )
محمّد سنگ در دهن تست [ دست از ملامت من بردار و مرا بر حال خود بگذار زيرا من از حبّ ايشان دست برنميدارم ] خواه ترك ملامت خود كنى و خواه آن را زياده كنى . و مضمون بيت ثانى آنست كه شاعر فارسى گفته : هر كه را هست با على كينه * در سخن حاجت درازى نيست نيست در دستش آستين پدر * دامن مادرش نمازى نيست ( كلام قاضى بپايان رسيد ) » . و در نقض ( ص 217 ) و در تعليقات نقض ( ص 666 - 667 ) نيز اشعارى كه مضمون آنها مطابق بيانات مورد بحث است گذشت و اينك 4 بيت آنها را كه از صاحب بن عبّاد است نظر بلطافت بسيار در اينجا دوباره نقل كرده و ترجمه مىكنيم و آنها چنين است : بحبّ علي تزول الشكوك * و تزكو النفوس و تصفو النجار فمهما رأيت محبّا له * فثمّ الذكاء و ثمّ الفخار و مهما رأيت عدوّا له * ففي أصله نسب مستعار فلا تعذلوه على فعله * فحيطان دار أبيه قصار محصل ترجمهء ابيات آنكه : بدوستى على ( ع ) شكّها زايل مىشود ، و نفسها پاك مىگردد ، و امر در نسبها واضح و روشن و صاف و بىآلايش مىباشد ، پس هرگاه دوستى را از دوستان او ديدى بدانكه طهارت مولد و حلالزادگى و شرف و عزّت و افتخار و مباهات ؛ جملگى در آنجاست ، و هرگاه دشمنى را از دشمنان او ديدى بدانكه در اصل او خدشه و در نسب او شبهه است ، پس نبايد او را بر دشمنى آن حضرت نكوهش و ملامت نمود زيرا ديوارهاى خانهء پدرش كوتاه بوده است . و اين تعبير كنايه از حرامزادگى و وجود خلل در نطفه است يعنى چون ديوارهاى خانهء پدرش كوتاه بوده رفيقان فرصتطلب مادر از موقعيّت استفاده نموده از سر ديوار بدرون خانه تاخته و با مادر بفعل و انفعال پرداخته تا نطفهء اين فرزند را منعقد ساختهاند پس از چنين مولودى انتظار حبّ على - عليه السلام - را نبايد داشت براى آنكه :